کشف علت بی اشتهایی در طول بیماری
5 مه 2016- از دست دادن اشتها در طول بیماری یک پدیده ی شایع و ناتوان کننده در بیماران سرطانی است و حتی می تواند طول عمر بیماران را کاهش دهد.
حال محققان موسسه ی تحقیقاتی اسکریپس(TSRI) کشف کردند که چگونه یک مولکول سیستم ایمنی به مدار مغزی حمله کرده و موجب کاهش اشتها می شود. این کشف درب های جدیدی را به ابداع درمانهای موثر بر کاهش اشتها و وزن خواهد گشود، همچنین پتانسیل یافتن اهداف بالقوه ای برای درمان بی اشتهایی و بازگشت قدرت بدنی به بیمارانی را دارد.
پرفسور Contiنویسنده ی ارشد این تحقیق می گوید: درمان بی اشتهایی موجب درمان بیماری زمینه ای نمی شود اما به بیمار برای مقابله با بیماری کمک می کند، در بسیاری از مواقع، از دست دادن اشتها می تواند نتایج بالینی درمان سرطان را به خطر اندازد، بعنوان مثال یک فرد ضعیف کمتر قادر به مقابله با شیمی درمانی است.
در سمت دیگر این کشف، استفاده از یافته های آن بعنوان اهداف دارویی برای کاهش اشتها و کاهش وزن در بیماریها و اختلالات متابولیک است. نتایج این تحقیق در مجله ی Neuroscienceمنتشر گردید.
پدیده ای خطرناک
اگر از دست دادن اشتها برای شما در طول بیماری پدیده ای آشنا است شما تنها نیستید. سال گذشته دکتر Francesconiاز موسسه ی TSRI، 25 روز را در بیمارستان گذراند، او که نویسنده ی اول این تحقیق است، می گوید: بیمار بودن به اندازه ی کافی بد بود اما آنچه اوضاع را بدتر می کرد، بی اشتهایی بود، من قادر به خوردن غذا نبودم و در پایان مدت بستری بیش از 10 پوند از وزن خود را از دست دادم.
او می افزاید: بسیاری از بیماران، پس از یک دوره از بیماری اشتهای خود را باز می یابند اما در بیمارانی با بیماریهایی مانند سرطان و AIDS، از دست دادن اشتها به یک بیماری شناخته شده بنام cachexiaمنجر می شود، این بیماری بعنوان "آخرین بیماری" شناخته می شود زیرا بیمار را بسرعت به سمت مرگ پیش می برد.
در مطالعات قبلی عوامل بیولوژیکی مهم از دست دادن اشتها شناسایی شد. یکی از این عوامل یک مولکول سیستم ایمنی بنام اینترلوکین 18 (IL-18) بود که سبب فعال شدن سایر سلولهای ایمنی برای مبارزه با بیماری می شود.
یکی دیگر از این عوامل یک ساختار مغزی بنام BSTیا the Bed Nucleus of the Stria Terminalisبود این ساختار یک زیر مجموعه از سلولهای عصبی است که به ناحیه ی جانبی هیپوتالاموس (منطقه ای از مغز که کنترل اشتها را بعهده دارد) می روند. چالش اصلی در بررسی این عوامل چگونگی تعامل آنها با یکدیگر بود.
شناسایی مدارمغزی
تحقیقات جدید با کشف بیان گیرنده های IL-18در نورونهای بخش قدامی BSTآغاز شد. با این یافته ، محققان نقطه ی شروعی برای پیگیری اثرات اینترلوکین 18 در این بخش از مغز یافتند.
سپس دکتر Francesconiبا استفاده از یک تکنیک الکتروفیزیولوژیک بنامwhole-cell patch clamp، فعالیت عصبی این نورونها را ضبط کرده و یک سری از وقایع را که در تنظیم اشتها نقش دارند شناسایی نمود. دربرش های ناحیه ی BSTمغز موش که در مجاورت اینترلوکین 18 قرار نگرفتند، یک نوروترانسمیتور(انتقال دهنده ی عصبی) تحریکی بنام گلوتامات بشدت زیر مجموعه ای از نورونهای BSTرا که به بخش جانبی هیپوتالاموس می رفتند را فعال کرد. فعال شدن این نورونهای BST-LHمنجر به آزاد شدن یک انتقال دهنده ی عصبی بازدارنده بنام گاما آمینو بوتیریک اسید(GABA) در نورونهای هدف می شود. ترشح این نوروترانسمیتور(GABA) موجب مهار فعالیت نورونی در بخش جانبی هیپوتالاموس می شود.
به عبارت ساده، ترشح مقدار نرمالی از GABAدر بخش جانبی هیپوتالاموس منجر به اشتهای طبیعی می شود. اینترلوکین 18 با این سیستم تداخل می کند، هنگامیکه اینترلوکین 18 به رسپتور خود در زیر مجموعه ی ویژه ای از نورونهای BST-LH(نوع III) متصل می گردد، موجب کاهش ترشح گلوتامات شده ومنجر به کاهش فعالیت نورونهای نوع IIIمی شود این کار موجب کاهش پیام رسانی GABAو کاهش اشتها می گردد.
پرفسور Contiمی گوید: اینترلوکین 18 با مهار مستقیم فعالیت عصبی، کنترل تغذیه را بدست دارد. مطالعات بروی رفتار موشها این یافته را تایید می کند. تزریق مستقیم اینترلوکین 18 به بخش قدامی BSTموجب کاهش چشمگیر اشتهای موش نسبت به گروه کنترل که ماده ی پلاسبو به آنها تزریق شده بود، گردید.
ابداع یک روش درمانی
محققان معتقدند مدار مغزی که تحت تأثیر اینترلوکین 18 قرار می گیرد، می تواند یک هدف دارویی بالقوه برای درمان بی اشتهایی باشد. آنها همچنین امکان مداخله با مولکولی که عملکرد اینترلوکین 18 را تقلید می کند برای کنترل اشتها و کاهش چاقی در بیماران مبتلا به اختلالات متابولیک مطرح کردند. محققان هم اکنون قصد دارند مسیرهای بیوشیمیایی ویژه ای را در این مسیر مغزی بررسی کنند تا با درک بهتر این مسیر، اهداف بهتری را برای درمانهای بالقوه بیابند.
منبع:www.medicalnewstoday.com/releases/309956.php